<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دادگستری کل استان اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی آراء</JournalTitle>
				<Issn>2717-1841</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>11</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل وضعیت مهر در حالت های مختلف</VernacularTitle>
			<FirstPage>3</FirstPage>
			<LastPage>44</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">226921</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسینعلی</FirstName>
					<LastName>مهدیه</LastName>
<Affiliation>مدرس دانشگاه</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2020</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در اسلام، روابط مالی زوجین مبتنی بر اصل استقلال دارایی است. براساس ماده 1118 قانون مدنی «زن مستقلا می‌تواند در دارایی خود هرتصرفی را که می خواهد بکند» و زوج در این دارایی زوجه، حق ریاست، مدیریت و نظارت ندارد. یکی از آثار مهم مالی عقد نکاح، در نظام حقوقی ایران که جزء حقوق مالی زوجه و مهم‌ترین حق شرعی و قانونی وی محسوب و با وقوع عقد نکاح، ایجاد می‌شود «مهر» است. مطالبه مهر توسط زوجه بعضا یا در زمان زوجیت است و یا در زمان انحلال عقد نکاح ، که اشتغال ذمه زوج و استحقاق زوجه نسبت به آن در زمان های فوق، آثار مختلفی دارد. با توجه به اینکه که قانون مدنی به تبعیت از فقه امامیه بعضی از آن آثار را بیان نموده است لکن نسبت به بعضی دیگراز آن آثار، ساکت است. و با عنایت به اینکه بر اساس ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی« قضات دادگاه ها موظفند موافق قوانین به دعاوی رسیدگی کرده، حکم مقتضی صادر و یا فصل خصومت نمایند. در صورتی که قوانین موضوعه کامل یا صریح نبوده یا متعارض باشند یا اصلا قانونی در قضیه مطروحه وجود نداشته باشد، با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر و اصول حقوقی که مغایر با موازین شرعی نباشد، حکم قضیه را صادر نمایند و نمی توانند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین از رسیدگی به دعوی و صدور حکم امتناع ورزند و الا مستنکف از احقاق حق شناخته شده و به مجازات آن محکوم خواهند شد.» لذا در این مقاله سعی شده است دیدگاه فقه و قانون مدنی را در خصوص صور مختلف مهر را بیان گردد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فقه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قانون مدنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق خانواده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مهر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ara.adlesfahan.ir/article_226921_25087b7e8ee370fc02780dd3387c0ed9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دادگستری کل استان اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی آراء</JournalTitle>
				<Issn>2717-1841</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>11</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>خیار مجلس در فقه شیعه و اهل تسنن-قسمت دوم و پایانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>46</FirstPage>
			<LastPage>57</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">226922</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>قنبری</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی دانشگاه</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2020</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;در قسمت اول مقاله، خیار مجلس از دیدگاه فقه اهل شیعه و اهل تسنن بررسی شد و در این قسمت به بررسی حقوقی خیار مجلس خواهیم پرداخت:&lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ara.adlesfahan.ir/article_226922_a5056dfdee41453dd9b4fe3bd8eb2818.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دادگستری کل استان اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی آراء</JournalTitle>
				<Issn>2717-1841</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>11</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>واکاوی معنایی رشد و کمال‌عقل در مسئولیت کیفری نوجوانان از منظر فقه و حقوق موضوعه</VernacularTitle>
			<FirstPage>59</FirstPage>
			<LastPage>99</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">226923</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حامد</FirstName>
					<LastName>رستمی نجف آبادی</LastName>
<Affiliation>استادیار و مدیر گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تیران و پژوهشگر پسادکتری</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2020</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سن رشد و مسئولیت کیفری کودکان و نوجوانان، یکی از مسائل مهم و چالشی حقوق کیفری ایران و دیگر کشورها می­باشد، که مورد نقد و اعتراض حقوق­دانان  قرار گرفته و مورد اختلاف بین فقهای اسلامی نیز می­باشد. این سن که از آن اغلب به­عنوان بلوغ یاد می­شود، در کشورهای گوناگون، متفاوت است. در قوانین کیفری ایران، این سن متأثر از فقه امامیه می­باشد؛ که طبق نظر اکثر فقهای شیعه این سن برای دختران نه سال تمام قمری و برای پسران پانزده سال تمام قمری می­باشد؛ امّا در ماده 91ق.م.ا. کنار رشد، کمال­عقل مجرمان زیر 18 سال مورد بیان مقنن در بحث مسئولیّت مدنی نوجوانان قرار گرفته­است، که از آن به­تحوّلی شگرف در مسئولیّت کیفری نوجوانان یاد می­کنند، که به­نظر تشخیص رشد و کمال­عقل مجرمان کمتر از 18 سال مبنای فقهی دارد. لذا تحقیق حاضر در ابتدا به تبیین مفهوم رشد و مفاهیم مشابه آن یعنی کمال­عقل و تمییز پرداخته و اثبات می­شود که در اصطلاح فقهی و حقوقی، رشد تنها به مفهوم خاص مدنی اختصاص نداشته و قابل تعمیم به مسائل غیر مالی از جمله امور کیفری نیز می­باشد؛ چون که مسائل کیفری به مراتب مهم­تر از امور مالی می­باشد و به طریق اٌولی یا حدّاقل به وحدت ملاک و تنقیح مناط، رشد، در مسئولیت کیفری شرط است. برای این مدعا از قیاس اولویّت در مسئله رشد استناد شده و سپس به تبیین قید «کمال­عقل»؛ پرداخته شده­ و با بررسی تطبیقی موضوع سن تمییز، رشد، کمال­عقل و مسئولیّت کیفری از دیدگاه فقه، حقوق و نقد قوانین موجود، پیشنهادهایی درباره­ی سن مسئولیت کیفری اطفال متناسب با رشد عقلی و قوه­تمییز آن­ها داده می­شود و در نتیجه بازنگری در سنّ مسئولیت کیفری نوجوانان و اتخاذ رویه­ی واحد، ضروری به­نظر می­رسد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسئولیّت کیفری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کمال‌عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تمییز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوجوانان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فقه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ara.adlesfahan.ir/article_226923_125931604f4f43271ac94c34c76efdae.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دادگستری کل استان اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی آراء</JournalTitle>
				<Issn>2717-1841</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>11</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>توقیف حق کسب یا پیشه یا تجارت و سرقفلی، مزایده و فروش آن با تأکید بر رویه قضایی-قسمت دوم و پایانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>102</FirstPage>
			<LastPage>121</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">226924</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جمشید</FirstName>
					<LastName>تاجمیر ریاحی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد حقوق خصوصی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2020</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حق سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت، از تأسیس های حقوقی رایج در حقوق موضوعة ایران است. در این نوشتار سعی شده طرق مختلف توقیف، فروش و مزایده سرقفلی و حق کسب و پیشه بررسی شده و به تحلیل این دو تأسیس حقوقی در حقوق موضوعه ایران و مبانی فقهی آن پرداخته شود. نیز ضمن تشریح جایگاه آنها در تقسیم بندی اموال منقول و غیر منقول و نظریات و رویه های قضایی، مال بودن آنها، مورد بحث و تحلیل قرار گرفته و تشریفات قانونی و اصولی در مورد مزایده؛ توقیف و فروش هر دو حق آورده شود. همچنین سعی شده ضمن بررسی متون فقهی، حقوقی، قانون مدنی و اجرای احکام مدنی؛ از تجربیات کارکنان قضایی و اداری نیز استفاده شود. پس از تحقیق و کنکاش مشخص گردید: اولا˝ هر دو حق در دسته‌بندی حق‌ها، حق مالی محسوب شده و دارای ارزش اقتصادی و قابل تقویم به پول هستند و هر دو حق طبیعتاً قابلیت نقل و انتقال دارند. ثانیا سرقفلی مال غیر منقول تبعی است. ثالثا قابل توقیف بوده و تحت تشریفات و شرایط قانونی، قابل فروش و مزایده می باشد و دایره اجرای احکام نسبت به توقیف و فروش و مزایده سرقفلی متعلق به محکوم علیه اقدام می نماید. پیشنهاد می گردد که پس از توقیف حق کسب و پیشه و تجارت به جای فروش آن نسبت به الزام مستأجر به تخلیه ملک تجاری و الزام مالک به پرداخت حق کسب و پیشه و تجارت وی اقدام شود که البته باید بسترهای قانونی برای چنین امری نیز به تدریج فراهم گردد. توقیف حق کسب و پیشه و تجارتی که به موجب سند رسمی ایجاد نشده باشد نیز از طریق اجرای احکام مدنی دادگستری امکان پذیر است و می توان با تنظیم صورت جلسه ای در دایره اجرای احکام مدنی و اعلام مراتب توقیف به طرفین، هر نوع معامله ای که پس از تاریخ توقیف بر روی این مال انجام بگیرد را به استناد ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی بی اثر نمود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق سرقفلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق کسب وپیشه وتجارت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مزایده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توقیف و فروش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اجاره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اذن</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ara.adlesfahan.ir/article_226924_16437e8fcd6172abeb325d2f5456044a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دادگستری کل استان اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی آراء</JournalTitle>
				<Issn>2717-1841</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>11</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تضمینات قراردادهای تجاری با تأکید بر ضمانت نامه های بانکی در حقوق ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>124</FirstPage>
			<LastPage>161</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">226925</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهروز</FirstName>
					<LastName>صادقی درمیانی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد حقوق خصوصی، وکیل دادگستری</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2020</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مراودات و مبادلات تجاری نوین بر اساس اصول مدرنیته یا فرا مدرنیته علمی حاکم اقتضا دارد که معاملات و قراردادهای تجاری به صورت کاملاً منطبق با وضعیت حاکم بر علوم حقوقی واقع گردد، در راستای تعاریف و شناسایی اصول و مقررات مربوطه، یکی از اصلی­ترین موازین، تضمین این گونه مراودات برای طرفین می­باشد. یکی از مهم ترین ویژگی­های تضمینات تجارت امروزی و مقررات ناظر بر آن، ضمانت­نامه­های بانکی مستقل است. به منظور شناسایی و پی­بردن به ماهیت حقوقی این گونه تضمینات بانکی بر اساس نظریات و تعابیر و تحلیل­های ارائه شده­ در دسترس، بر آن هستیم تا با مطالعه­ای همسوی تعاریف، به خصوصیات و ضمانت اجرای اعتماد برانگیز برای تجار و قواعد حاکم بر آنها خصوصاً تحلیل ماهیتی و حقوقی موضوع پژوهش، بپردازیم. ایران پیش از انقلاب با پیوستن به کنوانسیون­ها و سازمان­های مالی و اقتصادی با سرعت قابل توجهی نسبت به همسو شدن تجارت آزاد و الگوی اقتصاد رقابتی گام برداشت، ولیکن با تحولات ایجاد شده و وقفه ناشی از تغییر حاکمیت و شروع مجدد با تصویب طرح ها و چشم انداز بیست ساله کشور و از طرف دیگر فشارهای اقتصادی و سیاسی وارد شده، متأسفانه این روند رو به کاهش گذاشت. اخیراً بر مبنای ضرورت هماهنگی مراودات و مبادلات تجاری اعم از داخلی و بین المللی ضمن پذیرش مقررات یکسان با جامعه جهانی، ناگزیر از پذیرش و تطبیق مقررات حاکم بر این گونه مبادلات و ضمانت­نامه­ها در حقوق داخلی هستیم که خلاء قانونی ناشی از فقدان تعریف واحد از ضمانت نامه های بانکی، مورد توجه خاص حقوقدانان فعال در زمینه حقوق تجارت قرار گرفته است و حتی قانون گذار در لایحه تجارت سال 1391 برای اولین بار باب مستقلی را در قالب ضمانت نامه مستقل، 31 ماده را به ان تخصیص داده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ضمانت نامه های بانکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تاجر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسناد</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ara.adlesfahan.ir/article_226925_c0162d96595738bcd983a1d5e2d589bc.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
